قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3763

تاريخ الفي ( فارسى )

هزارهء برولاتاى قراچار : « 1 » از قوم برولاس و از فرزندان اميرى بزرگ در خدمت اباقا خان بود ، او را عزيز مىداشت و با تكو در اغول مىگرديد . و حضرت امير بزرگ حاجب قرآن ، انار اللّه برهانه ، پنجم فرزندان قراچاراند . هزارهء مونگكه‌نويان : « 2 » از قوم كرايت « 3 » بوده و پسر ييسورنويان ، كه پادشاه دوا « 4 » او را لشكر داده بود و به سرحدّ خراسان فرستاده ، و او با الوس خود از حدّ بلخ تا بادغيس هرات را فرو گرفته بود . در زمان غازان خان يكى از پسران او را گرفته به عراق آوردند و آنجا مدتى نيز امير حاجى ، برادر امير نوروز ، مىبود . آنجا وفات يافت . و غير آن پسر ، پسران ديگر داشت كه همه به ماوراء النهر رفتند . هزارهء چغتاى كوچك : از قوم سونيت ، امير هزاره بود . نام او را تغيير كرده سساى نهادند . هزارهء قوسوق و قيلف قوسوق : از قوم سولدوس بوده‌اند . چنگيز خان اين دو امير بزرگ را با امراى ديگر كه نام ايشان معلوم نشده مقدّم چهار هزار سوار گردانيده به چغتاى ارزانى داشته بود ، و اصل لشكر چغتاى خان از اين چهار هزار بوده ، امّا به توالد و تناسل زياده گشتند ( و از اصناف ديگر غير مغول ) « 5 » بديشان زيادت شده است ، چنان كه بعد از اندك زمان عدد ايشان به صد هزار رسيده بود . حصّهء پسر سيمين ، اوگتاى قاآن چهار هزار نفر بوده‌اند ، بدين تفصيل : هزارهء ايلوگاى : از قوم جلاير بوده ، و آن اين است كه وقتى ارغون آقا ، پدر نوروز را به يك ران گوشت گاو خريده بود . و پسر اين ايلوگاى آن است كه منگوقاآن به پادشاهى [ مىرسيد ] گفت پادشاهى به اروغ اوگتاى قاآن مىرسد . هزارهء ايلك‌توا : آقاى ايلچيگتى بوده از استخوان تمغاليق ، كه شعبه‌اىاند از قوم سلدوس ؛ و در عراق از نسل ايشان توماى بود ، كه در خراسان امير هزاره شد و يك هزاره از تومان امير جولاى به او تعلّق داشت . هزارهء داير : از قوم قونگقتان « 6 » بوده از اروق منگليك ايچيگه . هزارهء جرماغون‌نويان : از قوم سونيت بوده و قاآن در زمان خود او را به ايران فرستاد تا آنجا مقدّم باشد ، و احوال او در حكايت سلطان جلال الدّين منكبرى مذكور خواهد شد ، ان شاء اللّه تعالى . و چنگيز خان اين چهار امرا را با چهار هزار لشكر به اوگتاى قاآن داده بود و هرچند ديگر

--> ( 1 ) . متن : قراچارنويان . ( 2 ) . متن : معركه‌نويان . ( 3 ) . جامع التواريخ : جلاير . ( 4 ) . متن : ادواو . ( 5 ) . متن : ( و از اضافهء ديگر اقوام ) . ( 6 ) . متن : منكقتان .